تعاریف لازمه شناخت و رسیدن به مفهومی مشترک

 یکشنبه 07 آبان 1391 - 07:22
 0
 755
بدون امتیاز
تعاریف لازمه شناخت و رسیدن به مفهومی مشترک

مشغول خواندن ترجه کتاب Agile Methodology با رویکرد تحلیل نیازمندی های نرم افزار بودم. نمی خواهم وارد بحث متدولوژی های نرم افزاری بشم و از مزایای هر کدام بگویم و یا حتی از مزایای تحلیل نیازمندی ها بگم، نکته ای در کتاب توجه من را به خودش جلب کرد. فصل 2 کتاب در مورد تعاریف بود.
بسیاری از تعاملات و ارتباطات ما با افراد مختلف بدون در نظر گرفتن این واژه صورت می پذیرد. حتی بسیاری از قراردادهای نرم افزاری که در ایران اجرا می شوند ماده ای برای مشخص کردن تعاریف ندارند. به عنوان مثال دیروز جلسه ای با یکی از مشتریان شرکت داشتم، ایشان میگفتند که از نظرشون بنر یعنی عکسی که عرض آن بیشتر از ارتفاعش است، در حالی بنر در ذهن من معنی و مفهومی متفاوت دارد. مثال های زیادی میتوان در این زمینه به کار برد...
 مهمترین مسئله در یک سیستم نرم افزاری بدست آوردن نیازهای مشتری است و هر چه دیرتر چنین اتفاقی بیفتد پروژه به شکست نزدیکتر می شود. حال اگر کارفرما و مجری در کلماتی که به کار می برند مفهوم مشترکی نداشته باشند، آن وقت تکلیف چیست؟

تعاریف نرم افزار

پروژه های زیادی بوده که ما با شرکت های خارج از ایران کار کرده ایم، به دلیل مشکلات زبانی بعضا ممکن است سو تفاهم هایی نیز در انتقال مطالب پیش آمده باشد که شاید اگر زودتر حل میشد نتیجه ای جز سریعتر شدن و بهتر شدن خروجی نهایی نداشت.

آیا به نظر شما در نظر گرفتن یک بخش کامل در قراردادهای نرم افزاری برای تعاریف پروژه به صورت کاملا شفاف و حتی گرافیکی جز الزامات پروژه است یا باعث بوجود آمدن زمان سربار در انجام پروژه خواهد شد؟

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله: